سید مسعود رضوی - روزنامه اطلاعات: این آخرین یادداشتی است که امسال مینویسم، ایران، وطن گرامی و خاک مقدسی که ما و همه ملت ایران در آن زاده شدهاند، در معرض هجوم دو ارتش بزرگ بیمهار و بیمعیار قرار گرفته است.
یکی ابرقدرت اول جهان که رهبری آن را فرد لاابالی و فرومایهای چون دونالد ترامپ بر عهده دارد و دیگری مستعمره صهیونیستی ایالات متحده در خاورمیانه به ریاست بنیامین نتانیاهو که جنایات بیشماری در کارنامه خود دارد و هم در دستگاه قضایی اسرائیل و هم در دیوان بینالمللی لاهه، احکام سنگین علیه او صادر شده و به جنایت علیه بشریت محکوم است.
در سالی که گذشت، کشور ما جنگ دوازده روزه را پشت سر گذاشت و هماکنون جنگ رمضان ادامه دارد. هر دو جنگ در میانه مذاکرات و بدون اخطار قبلی آغاز شد و در جنگ رمضان، رهبر انقلاب به همراه برخی اعضای خانواده و تعدادی از فرماندهان برجسته نیز همچون جنگ دوازده روزه به شهادت رسیدند. دشمنان با استفاده از مدرنترین و پیشرفتهترین هواپیماهای جنگی و بمبهای مخرب، نه تنها اهداف نظامی، بلکه مدارس و بیمارستانها و اماکن و کارخانهها و دیگر اهداف غیرنظامی را نیز هدف قرار دادهاند تا به خیال خود ایران را وادار به تسلیم و خلع سلاح کامل نمایند، کاری که در سوریه و لیبی کرده و چند دهه قبل در لبنان کرده بودند. خلع سلاح کامل، بمباران هر چه به درد میخورد و سرانجام جنگ بیپایان و منازعات داخلی بین اقوام و گروهها و مذاهب و صاحبان منافع!
اما ایران یک کشور تازه و بیریشه نیست و استراتژی و پایهای قدرتمند دارد. پهنای ژئوپولیتیکی ایران و خلاقیت و ایستادگی ملی، نقشههای دشمن را به باد داده اما آنچه در این فرایند باعث اندوه و تاسف است، همکاری برخی همسایگان عرب جنوبی ما با آمریکا و حتی اسرائیل در این تجاوز گستاخانه و ناجوانمردانه بود. کاری نابخردانه که پاسخ دندانشکن ایران، برای همیشه آنان را از فکر دخالت در امور ایران یا ادعاهای ارضی درباره جزایر و خاک وطن منصرف خواهد کرد تا قدرت و هژمونی ایران در منطقه را به درستی و عیان درک کنند.
این جنگ البته نمیتواند فرسایشی دراز مدت داشته باشد. بستن تنگه هرمز توسط نیروهای شجاع و خبیر نظامی ایران، درس بزرگی بوده که آمریکا، اعراب، اروپا و کل اقتصاد جهان را در معرض آزمونی تهدیدآمیز قرار داده است. این آزمون از جهاتی میتواند نمایانگر قدرت نهفته ایران گرامی و مقتدر باشد. باید قدر آن را بدانیم و در شطرنج مبارزه به درستی از آن استفاده کنیم. روزها و هفتههای آینده برای ما و تمام دشمنان ما و کشورهای منطقه، دلهرهآور و تعیینکننده خواهد بود.
از درگاه خداوند یگانه به نیایش و خاکساری، عزت و پیروزی ایران و لشکریان وطن را طلب میکنیم و سلامت و سربلندی تک تک فرزندان میهن را آرزومندیم. حسبناالله و نعم الوکیل رمضان رو به پایان است و اگر چه سیاهی جنگ اشکارا بر زندگی سایهای شوم افکنده، اما قِرانِ سعدین دو عید ملی و مذهبی، عید فطر و عید نوروز، نوید روزهای خوب و پیروزی و سربلندی میدهد. بهقول مرحوم ادیب پیشاوری، انشاءالله لشکر و قشون ایران عزیز:
به فرهنگ و آهنگ و ناموس و ننگ
سبق برده در جنگ، زاهل فرنگ
بجز این، در سال سپری شده، چند خردمند و خدمتگزار فرهنگ ایران را از دست دادیم. آنان نیز، هر یک سرباز ایران در جبههای دیگر بودند. برخی واقعاً بیجایگزین و صاحب عظمت و خدمتگزاران فرهنگ ملی بودند که عمر گرانمایه را صرف کارهای ماندگار کردند. کامران فانی که یادش گرامی باد. در پیوست فرهنگی روزنامه اطلاعات ویژهنامهای به یاد او منتشر کردیم.
اما در هیاهو و مرغوای جنگ، استاد عبدالمجید ارفعی، ایرانشناس، باستانشناس و نخستین کسی که کتیبه کورش کبیر را به طور کامل و دقیق خواند و ترجمه کرد، از میان ما رفت. ارفعی مردی بزرگوار و پژوهشگری دانا و فروتن بود که عمر خود را صرف خدمت به فرهنگ و تاریخ ایران کرد.
اما ضایعه بزرگ در آستانه جنگ رمضان، درگذشت استاد جلال خالقی مطلق، مصحح بزرگ شاهنامه بود. خبری تلخ که آغاز تجاوز و جنگ وحشیانه علیه کشورمان، آن را تحتالشعاع قرار داد. وطنی که درد و زخم و تلخی بسیار دیده و چشیده، این ناگواریها را نیز تحمل خواهد کرد. بهقول نیما: «سوگواران در میان سوگواران». جلال خالقی مطلق شاهنامهپژوهی و تصحیح برخی از مهمترین متون پارسی را اعتلا داد و در کیفیتی والاتر دگرگون کرد. خدمات او به شناخت و تصحیح شاهنامه که سند هویت ملی ماست، شاید به تنهایی با تمام کارهای پژوهشگران پیش از او برابری کند و باید شاهنامهپژوهی را به یک معنا به قبل و بعد از خالقی مطلق تقسیم کرد. یادش گرامی باد.
سال تازه را با آرزوی پیروزی و سعادت برای لشکریان و ملت ایران، باید تبریک بگوییم، اما مگر سوگ در سوگ در سوگ و کوچ انسانها تا درّه مرگ، اجازه میدهد... از شهادت رهبری معظم انقلاب و فرماندهان دلاور و سربازان شجاع ما تا دانشآموزان و کودکان معصوم و مردم بیگناه و هموطنان نازنینمان که در خاک و خون غلطیدهاند: بای ذنب قتلت؟ و آنها که خانه و کاشانه و کار و کسب و روزی از دست دادند و سرپناه و حقوقی ندارند...
ای مردم نیک و بزرگوار، ای ایرانیان نجیب و سربلند، اکنون روز داوری و همیاری و مودت رسیده است. باید غمخوار و دستگیر یکدیگر باشیم. دیگر فخری به مال و جاه، یا اندوهی در فقر و درویشی نیست. تنها مهر و عشق و دوستی معنا دارد و آن کیش کهن ایرانی که هنوز زنده است:
بنازم به بزم محبت که آنجا
گدایی به شاهی مقابل نشیند
امیدوارم همچنان که سرافرازانه در این نبرد مقاومت کردهایم، خردمندانه آن را مدیریت کنیم. هیچ جنگی پیروز ندارد. جنایتکاران روسیاهان تاریخاند و باید به سزای اعمالشان برسند اما تاریخ در این دعوی و محکمه چندان صادق نیست. گاه جباران از معرکه میگریزند و به سزای جنایت نمیرسند. اما رهبران خردمند، خاصه رهبر جوان و مشاوران خردمند و مدبر و فرماندهان ما، حتماً در تدبیر کردن برای امن ساختن وطن و مردم و دور ساختن دشمن از هر گونه جنگ و شر و خیال باطل دیگر هستند.
سخن خود را در واپسین روزهای امسال و در آستانه نوروز با نقل آن جهانگرد دنبال میکنم که در فتنه غز یا مغول به نیشابور رفته بود و در میان خرابهها صدای عود شنید. ناگاه نوازندهای محزون را دید که در حال نواختن است. پرسید: برای که و برای چه مینوازی؟
گفت: آری میدانم، اما مگر تو نمیدانی که امروز نوروز است. اگر جنگ و ویرانی و عزا هم باشد، خواستم تا دلی را به نغمه خود شاد کنم!
بجز این خاطره، شعر و دعای نیما یوشیج مناسب ملت ایران و بدرقه راه در سال ۱۴۰۵ هجری خورشیدی باد:
ـ رستگاری روی خواهد کرد
و شب تیره
بدل با صبح روشن، گشت خواهد...